داستان یک برنده

کوچینگ چیست؟

برنده زندگی

چندین سال پیش در این کره خاکی یک انسان خوش‌شانس در مسابقه‌ای بسیار مهم برنده شد، جایزه‌ای که به او دادند یک شرکت فوق‌العاده بزرگ و باشکوه بود. در واقع او به‌عنوان مالک و مدیرعامل آن شرکت انتخاب شده بود. آن شرکت مجلل کارمندان توانمند و منابع غنی و سرمایه‌های زیادی داشت.

روزی که او پا به شرکت گذاشت تمام کارمندان مقابلش صف کشیدند و به او خوش آمد گفتند همة آنها کاملاً آماده اجرای دستورالعمل‌های او بودند. آنها مجهزترین و زیباترین اتاق شرکت که دقیقاً در بالاترین طبقه از ساختمان بنا شده بود را برای مدیرعامل خوش‌شانس در نظر گرفتند و او از آنجا به تمام امکانات شرکت خود دسترسی و کنترل داشت.

خوش آمد گویی به مدیر جدید

حتماً کنجکاو شدید که بدانید این فرد برنده کیست؟ و نام شرکتش چیست؟ اگر دوست دارید تصویر او را ببینید و با او آشنا شوید کافی است به آینه نگاه کنید.

بله درست متوجه شدید! این یک واقعیت است که همه شما برنده شده‌اید و در واقع همة شما مدیرعامل هستید، مدیرعامل یک شرکت فوق‌العاده بزرگ و باشکوه شما مدیرعامل خودتان هستید، مدیرعامل وجود یک انسان که حقیقتاً مجلل‌ترین و باشکوه‌ترین شرکت دنیاست! چه حسی دارید؟ آیا تابه‌حال از این زاویه به خودتان نگاه کرده بودید؟ بگذارید با طرح چند سوال موضوع را  شفاف‌تر کنیم پیشنهاد می‌کنم قلم و کاغذی بردارید و همراه با من به این سوال ها در مورد شرکتی که برنده شده‌اید پاسخ دهید.

  • فکر می‌کنید منابع شما در این شرکت چیست؟

(شاید بگویید اعضای بدن مثل دست‌وپا و چشم و گوش و… بله ولی اگر بیشتر فکر کنید می‌بینید منابع شما خیلی بیشتر از اینهاست مثلاً احساسات، افکار، استعدادها و…)

چیزهایی که نوشتید احتمالاً منابع عمومی شما هستند که اکثر شرکت‌ها از آن بهره‌مند هستند.

حالا بگویید که شما

چه منابع اختصاصی و منحصربه‌فردی در شرکت خود دارید یا در واقع مزیت شرکت شما نسبت به سایرین چیست؟

مثلاً صدای خوبی دارید، زیبا هستید، قوی هستید، دانش و تحصیلات خاصی دارید و…

لطفاً منابع اختصاصی خودتان را هم بنویسید بعد از اینکه اینها را نوشتید نگاهی به لیست منابع خودتان بیندازید و بگویید

 

  • چه‌قدر به این منابع (عمومی یا خصوصی) دسترسی دارید؟
  • چه‌قدر از این منابع در اختیار شماست و چه‌قدر تحت‌تأثیر عواملی غیر از شماست؟
  • چه‌قدر از این منابع را توانستید گسترش بدهید و چه‌قدر را نادیده گرفته‌اید؟      
  • محصول شما در این شرکت چیست؟
  • آیا میزان بازدهی شرکت شما با توانایی‌ها و منابع شما متناسب است؟
  • اگر وجود خودتان را مثل یک شرکت ببینید چه سؤالات دیگری می‌توانید از خودتان بپرسید؟

سلف کوچینگ

دوست عزیزم وجود ما انسان‌ها یک شرکت است با کلی منابع ناشناخته و قدرتمند که اگر آنها را ببینیم و به‌جای تمرکز روی دیگران کنترل شرکت خودمان را  به دست بگیریم زندگی‌مان متحول خواهد شد.

تا اینجا شاید این سؤال در ذهن شما شکل‌گرفته باشد که این مطالب که گفته شد چه ربطی به کوچینگ دارد کوچینگ به افراد کمک می‌کند از زاویة متفاوت به خودشان، اهدافشان و مسائلشان نگاه کنند، در واقع کوچ (مربی) با مهارت‌هایی که دارد مثل پرسشگری و تغییر زاویه دید که نمونه‌اش را در مثال بالا دیدید به مراجع خودش کمک می‌کند تا به درون خود نگاه کند و منابع و پتانسیل‌های خودش را ببیند و آنها را به کار ببندد.

اگر دوست دارید کوچینگ را تجربه کنید و ضرورتش را برای خودتان احساس می‌کنید همین حالا اقدام کنید.

نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *